خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درخت اگر متحرک بدی به پا و به پرنه رنج اره کشیدی نه زخمههای تبر
۲
ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شبجهان چگونه منور شدی بگاه سحر
۳
ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افقکجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر
۴
چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمدمصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر
صفحهٔ ۱ از ۳