خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محنت این سرا بکش ریحِ نجات میرسددر ظلمات صبر کن آب حیات میرسد
۲
گر تو کنی به دوست رو، تن بدهی به حکم اوصد مددش به جان تو از جذبات میرسد
۳
بهر حلاوت حیات تن به نبات عشق دهچوب چو در شکر رسد شاخ نبات میرسد
۴
بار صلوه را بکش تلخی صوم را بچشبهر صلات و صوم از او صد صلوات میرسد
صفحهٔ ۱ از ۲