خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا می نخورم زان کف مستانه نخواهم شدتا او نزند راهم دیوانه نخواهم شد
۲
تا تن نکنم لاغر جانم نشود فربهتا جان ندهم از کف جانانه نخواهم شد
۳
از خویش تهی گشتم تا پر شدم از عشقشدیگر ز چنین یاری بیگانه نخواهم شد
۴
ناصح تو منه بندم بیهوده مده پندمصد سال اگر گوئی فرزانه نخواهم شد
صفحهٔ ۱ از ۳