شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق از دل گذشت تا جان شدجان هم از عشق تا که جانان شد
۲
کارم از کار عشق سامان یافتدردم از درد عشق درمان شد
۳
ره بایمان خود نمی‌بردمکفر زلف تو راه ایمان شد
۴
هرکه چشم تو دید مست افتادو آنکه روی تو دید حیران شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth