خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه باشد مست زهد او عیب مستان چون کندخود بت خود گشته منع بتپرستان چون کند
۲
از چنین روئی مکن بیهوده منعم زاهداهر که دارد چشم با این گوش با آن چون کند
۳
طاعت حق بهر کام خود کنی گوئی مراروز و شب گرد بتان گشتن مسلمان چون کند
۴
قبله من گرچه اینانند مقصودم خداستور نه مرد ره دل اندر بند طفلان چون کند
صفحهٔ ۱ از ۳