شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر چو بی عشقست ننک جان بوددل که بی دردست نام آن بود
۲
دل که در وی درد نبود کی دلستجان چه سوزی نبودش کی جان بود
۳
دل ندارد جان ندارد هیچ نیستهر کسی که بیغم جانان بود
۴
جان ندارد غیر آن کو روز و شبآتش عشقیش اندر جان بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth