شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چند بزنجیر خرد بند توان بودبی بال و پر شور جنون چند توان بود
۲
با بی‌خبران بی‌بصران چند توان زیستدر زمرهٔ کوران و کران چند توان بود
۳
گر چشم تماشای جمال تو نداریمبا حسرت دیدار تو خرسند توان بود
۴
گر نیست بدان زلف دو تا دست رس ماخود موی توان گشت و در آن بند توان بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth