شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سر بوالهوس نگر چون شر و شور می‌روددر دل ماست یار دل بر ره دور می‌رود
۲
در سر چون درا درا نالهٔ عاشقان شنوقافله خیال بین سوی صدور می‌رود
۳
عشق به هرکه داد جان رَست ز خاک و خاکدانزاهد مرده‌دل ز گور هم سوی گور می‌رود
۴
هرکه ز عشق یافت جان یافت حیات جاوداناو نه بمیرد ار بمرد زنده به گور می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth