خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر شوریده سودا میرودکز کجا آمد کجاها میرود
۲
وآنکه عاقل خوانیش در کارهادر خیالش سود و سودا میرود
۳
گه در آتش میرود گاهی در آبخاک بر سر در هواها میرود
۴
هیچ در پیش و پس خود ننگرددر بلاهایی محابا میرود
صفحهٔ ۱ از ۳