شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکجا آن ماه‌سیما می‌رودبس دل و بس دین به یغما می‌رود
۲
گر به صحرا رفت دریا می‌شودز آب چشمی کان به صحرا می‌رود
۳
ور به دریا می‌رود خون می‌شودبس که خون دل به دریا می‌رود
۴
سرو آزادی نخواهد بعد از اینگر به باغ آن سرو بالا می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth