شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زنده‌دل از چه رو بدن عالم نور می‌رودجاهل مرده‌دل ز گور هم سوی گور می‌رود
۲
طالب نشئهٔ بقا سوی خدا روان شوددستهٔ نشئهٔ فنا سوی ثبور می‌رود
۳
هرکه درین سرا بدید نشئه آخرت، بدیددر ره او ز پیش و پس رایت نور می‌رود
۴
وان که ز نشئهٔ دگر کور بود درین سراچون برود ازین سرا هم کر و کور می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth