شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من در او میزنم امروز، باشد وا شودگر تو داری صبر زاهد، باش تا فردا شود
۲
میزنم بر شمع رویش خویش را پروانه‌وارتا بسوزم در جمالش لای من الا شود
۳
آب چشم آخر بخواهد بردنم تا کوی دوستقطره قطره جمع گردد عاقبت دریا شود
۴
پرتوی از مهر رویت گر بتابد بر زمینبگذرد از آسمان عرش برینش جا شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth