خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شود که از دهنت بوسهٔ ربوده شودشود که از دل من عقدهٔ گشوده شود
۲
شود که فاش شود سر آن دهان نهانز تنگنای عدم نکتهٔ شنوده شود
۳
شود که دل ز وصالت بمدعا برسدغبار حسرت ازین آینه زدوده شود
۴
شود که تیغ کشی و بدارمت گردنتوجه تو و عشق من آزموده شود
صفحهٔ ۱ از ۳