شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدای عزوجل گر ببخشدم شایدسزای بندگیش چون ز من نمی‌آید
۲
بهر چه بستم جز حق شکسته باز آمددل مرا به جز از یاد حق نمی‌شاید
۳
برای توشهٔ عقبی بسی نمودم سعیز من نیامد کاری که آن بکار آید
۴
ز بیم آنکه مبادا خجل شود فردادلم بطاعتی امروز می نیاساید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth