خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بلای چشم مستت العیاذالعیاذ از هر چه هستت العیاذ
۲
تن ز گل نازکتر و دل همچو سنگچون توان رستن ز دستت العیاذ
۳
یک نظر کردم برویت شدنشاناز نگاهی روی حسنت العیاذ
۴
شب همه شب نالم از دست غمتهیچ پروای منستت العیاذ
صفحهٔ ۱ از ۲