خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۴۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکوش ساقی از آن باده ساغری دست آرکه بوی ان کند ارواح مست را هشیار
۲
چو روح از آن بکشد دین و دل و بباد دهدچو عقل از آن بچشد افکند سر و دستار
۳
بدل سرور بیارد ز سر غرور بردبدیده نور ببخشد خرد خرد ز خمار
۴
بیک پیاله شود صد هزار عاقل مستهزار مست بیکجرعه زان شود هشیار
صفحهٔ ۱ از ۳