خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغنه روزگار بماند و نه روزگار دریغ
۲
برفت عمر بافسانه و فسون افسوسگذشت وقت به بیهوده و خسار دریغ
۳
نکردهام همهٔ عمر یک عمل حاصلنبودهام نفسی با تو هوشیار دریغ
۴
هر آنچه گفتم و کردم تمام ضایع بودبهرزه رفت مرا روز و روزگار دریغ
صفحهٔ ۱ از ۳