خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دلم تا جای کرد از لطف آن رشگ ملکغیر او تا ثبت کردم غیرت او کرد حک
۲
گفت فارغ ساز بهر من فان القلب لیگفتمش از جان برم فرمان فان الامر لک
۳
رو بوصل تو نبردم چند گشتم کو بگوای دل سرگشته خون شووزره چشمم بچک
۴
اشگ خونین از جگر میریز بر روی زمینآه آتشناک ار جان میرسان سوی فلک
صفحهٔ ۱ از ۳