خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم بحر و عشق تو در وی نهنگنهنگی که جا کرده بر بحر تنگ
۲
هزاران هزار ار غم آید بدلکند جمله را لقمهٔ عشق شنگ
۳
غمم بر سر غم نه و شاد باشدل عاشق از غم نیاید به تنگ
۴
غمی کز تو آید بشادی خورمکه تلخ از تو شیرین و صلحست جنگ
صفحهٔ ۱ از ۲