خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق و معشوق را راهی بود از دل بدلامشبم این نکته روشن گشت از آنشمع چگل
۲
شور عشقی در سرم هر لحظه افزون میکندلطف شیرینی که هر دم میرسد از راه دل
۳
صحبتی داریم با هم بیغباری از رقیبعشرتی داریم خوش بیزحمتی از آب و گل
۴
قاصد و پیغام هر دم میرسد از جان بجانمیبرد هر لحظه پیکی نامهٔ از دل بدل
صفحهٔ ۱ از ۳