خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلزار رخت دیدم شد خار به چشمم گلپیچید دلم را عشق در سنبل آن کاکل
۲
چشمت ز نگه سر مست لب ساغر می در دستاجزای تو هر یک مست از باده حسن گل
۳
حسن تو جهان بگرفت ای جسم جهانرا جانافکند می عشقت در خم فلک غلغل
۴
از چشم خمارینت پیمانه کشد نرگسوز خط نگارینت دریوزه کند سنبل
صفحهٔ ۱ از ۳