خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منزلگه یار است دل ماوای دلدارست دلاز غیر بیزارست دل کی جای اغیار است دل
۲
جمعیت خاطر مده از دست بهر کار تندر بارگه قدس جان پیوسته در کار است دل
۳
گر در ره دلدار نیست بر اهل دل عار است جاناز مهر جانان گر تهیست بر دوش جان بار است دل
۴
از پرتو رخسار او جان مجمع انوار شداز عکس خال و خط او پیوسته گلزار است دل
صفحهٔ ۱ از ۳