خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی ز فراق تو نهم بر سر غم غمتا چند بدل غصه نشیند بسر هم
۲
ای صیقلی اشک بیا تا بزدائیماین زنگ که از سینه بهم آمده از غم
۳
ای بلبل همدرد دمی گوش فرادارمن هم بسرایم بود این غم شودم کم
۴
نی نی نکنم از غم هجر تو شکایتاز دوست چه آید همه شادیست نه غم غم
صفحهٔ ۱ از ۳