خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم عشقت به حلاوت خورم و دلشادماین عبادت به ارادت کنم و آزادم
۲
دم به دم صورت خوبت به نظر میآرمتا خیال خودی و خود برود از یادم
۳
هر خیال تو مرا عید نو و نوروزیستشادیای دم به دم آید به مبارک بادم
۴
عید نوروز من آنست که بینم رویتعید قربان که لقای تو کند بنیادم
صفحهٔ ۱ از ۳