خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دم به دم از تو غمی میرسد و من شادمبند بر بند من افزاید و من آزادم
۲
عید قربان من آن دم که فدای تو شومعید نوروز که آیی به مبارک بادم
۳
یاد آن روز که دل بردی و جان میرقصیدکاش صد جان دگر بر سر آن میدادم
۴
مرغ دل داشت هوای تو در اقلیم دگرکرد پروازی و در دام بلا افتادم
صفحهٔ ۱ از ۳