شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودمبکمینگه وصالت همه انتظار بودم
۲
بفغان گهی و گاهی بطرب ترانه کردمکه مگر تو رحم آری همه نغمهٔ سرودم
۳
بخیال من که هر دم بره تو میدهم جانبگمان تو که هرگز بتو آشنا نبودم
۴
دل و جان و دین و دنیا خرد و صلاح و تقویبره تو رفته رفته همه رفت هر چه بودم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth