خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم خوش پر شعبده مست تو نازمو آن غمزهٔ خونریز زبردست تو نازم
۲
بستی چو گشادی گره از زلف بر ابروقربان گشاد تو شوم بست تو نازم
۳
دلهای خلایق همه از پای در افتادزان شانه که بر زلف زدی دست تو نازم
۴
برخواست ز جام غم و پیکان تو بنشستتیری که زدی بر دل من شست تو نازم
صفحهٔ ۱ از ۲