خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من واله جمال فروزان یک کسمآشفتهٔ دو زلف پریشان یک کسم
۲
سامان مرا یکی و سر من یکی بودسودا یکی و بیسر و سامان یک کسم
۳
هر جا بهر که روی کنم سوی او بودبینای یک جمالم و حیران یک کسم
۴
جمعیتم ز جمع کمالات یک کس استشیدای یک جمیل و پریشان یک کسم
صفحهٔ ۱ از ۲