شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسمدعا بیار جفا کار بیوفا بنویسم
۲
شکایتی بلب آمد ز جورهای تو گفتمبهیچ نامه نگنجی ترا کجا بنویسم
۳
دعا و شکوه بهم در نزاع و من متحیرکدام را ننویسم کدام را بنویسم
۴
خدای داند و بس جز خدا کسی نه بداندکه گر سر گله را وا کنم چها بنویسم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth