شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانممبین در کردهٔ زشتم به بین در نور ایمانم
۲
تو گفتی بندهٔ خواهم که اخلاصی در او باشدچه در دست تو می‌باشد گر اخلاصم دهی آنم
۳
دُر ایمان بدل سفتم شهادت بر زبان گفتمغبار شرک خود رفتم سزد بخشی گناهانم
۴
تو اهل سحر را دادی بجنت جا باسلامیمرا هم جا دهی شاید چه شد آخر مسلمانم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth