خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان شدم که قبیح از حسن نمیدانممپرس مسئله از من که من نمیدانم
۲
جنون عشق سراپای من گرفت از منچنان که پای ز سر سر ز تن نمیدانم
۳
مر از خویش برون کرد و جای من بنشستکنون رهی بسوی خویشتن نمیدانم
۴
شراب حسن از وصاف میکشم بیظرفصراحی و قدح و جام و دن نمیدانم
صفحهٔ ۱ از ۴