خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دور بر خرامش قدت ثنا کنمنزدیک چون رسی دل و جانرا فدا کنم
۲
دارم بزیر پرده ناموس مستییتا آنزمان که پرده بر افتد چها کنم
۳
صد راه عقل بسته شود اهل هوش راگر یک ورق ز دفتر عشق تو وا کنم
۴
عالم بسوزد از نفس آتشین منحرفی ز سوز سینه خود گر ادا کنم
صفحهٔ ۱ از ۳