خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میتوانم ز آب دیده دشت را دریا کنمیا ازین سیل دما دم کوه را صحرا کنم
۲
میتوانم بر کنم از سینه آه آتشیننه فلک را در نفس یک تودهٔ غبرا کنم
۳
دست اگر از دیده برگیرم نفس را سر دهمز آب و آتش میتوانم عالمی را لا کنم
۴
از محبت هست پنهان در دل من آتشیهفت دوزخ سوزد از زان درهٔ پیدا کنم
صفحهٔ ۱ از ۴