شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذّره ذرّه ز آسیای آسمان افتاده‌ایمخورده آدم گندم و ما از جنان افتاده‌ایم
۲
همنشین قدسیان بودیم در جنات عدنحالیا در ظلمت این خاکدان افتاده‌ایم
۳
پخته نان ما خدای ما و ما از روی جهلاز برای نان بهر در چون خسان افتاده‌ایم
۴
دست پرورد ملایک بوده خورده آب قدساز بنان قدسیان اینجا بنان افتاده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth