شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا آتش عشق رخت در جان و دل افروختیمدیدیم گر مهیا ز غم از خوشدلی وا سوختیم
۲
حالی بغم رو کرده‌ایم با عیش یکرو کرده‌ایمشادی چو در غم یافتیم آنرا باین بفروختیم
۳
با جنت و طوبی چه‌کار چون کام ما از غم رواستاز آتش دوزخ چو غم در عشق چون ما سوختیم
۴
چون خرقه پوشان غمت دلهای صافی داشتندما هم بامید صفا زینغم مرقع دوختیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth