شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیمهر که مهرش دل ما برد گرفتار شدیم
۲
کبریای حرم حسن تو چون روی نمودچار تکبیر زدیم از همه بیزار شدیم
۳
پرتو حسن تو چون تافت برفتیم از هوشچونکه هوش از سر ما رفت خبردار شدیم
۴
در پس پردهٔ پندار بسر می‌بردیمخفته بودیم زهیهای تو بیدار شدیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth