شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خدا عشقی که دل بر آتشش بریان کنیمماه سیمائی که جان از مهر او تابان کنیم
۲
روح بخشی کو دهد هر دم حیات تازه‌ایدم به دم جان بخشد و ما در رهش قربان کنیم
۳
لاله رخساری که دل خون گردد از سودای اوعکس گلزار عذارش داغ‌های جان کنیم
۴
ساغر چشمی که ساقی باشد آن‌را غمزه‌ایچون بگرداند خرد بر دور او گردان کنیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth