خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوش من نیش مکن دورم از خویش مکنجگرم ریش مکن دورم از خویش مکن
۲
آرزویِ دلِ من ، حلِّ هر مشکل منمقصد و حاصلِ من ، دورم از خویش مکن
۳
بتو من زنده شدم جان پاینده شدمشمع پاینده شدم دورم از خویش مکن
۴
بیتو ای جان کسی بر نیارم نفسیچون زید بیتو کسی دورم از خویش مکن
صفحهٔ ۱ از ۳