شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتندر آتش سوزان مرو ای دل بپای خویشتن
۲
هرگو دلش از دشت برد مهر بتان سنگدلدر دوزخ نقد اوفتاد دید او جزای خویشتن
۳
با عشق خوبان خو مکن جز جانب حق رو مکنکین غم چو افروزد دلت بینی سزای خویشتن
۴
غم را بسوزان شاد شو در عشق حق استاد شوشاگردی شیطان مکن بهر بلای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth