خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی داشتم رفت از دست منکجا آید آن یار در شست من
۲
نه بشناختم قدر والای دلربود از کفم طالع پست من
۳
همه تار و پودم ز دل رسته بودکنون رفت آن مایهٔ هست من
۴
دلی را که پروردهٔ عقل بودفکند ان هوای زبر دست من
صفحهٔ ۱ از ۲