خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برون از چار و نُه در چار و نُه پیداست یار منبه هریک رو کنم از شش جهت گردد دچار من
۲
به پیدائی نهانست و بُوَد در اولیٖ آخربه جمع بین اضدادش گره وا شد ز کار من
۳
مرا در کارها مختار گردانید و پس بگرفتبه دست اختیار خود عنان اختیار من
۴
دلم را گه گشاید، گاه بندد راه آسایشبرای امتحانِ بندگی بر روزگار من
صفحهٔ ۱ از ۳