خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کف پیاله دوش درآمد نگار منکز عمر خویش بهره برد از بهار من
۲
میداد و میگرفت و درآمد ببر مراشد ساعتی قرار دل بیقرار من
۳
گفتا بطنز دین و دل و عقل و هوش کودر کلبهٔ تو چیست ز بهر نثار من
۴
گفتم که جان نشاید در پایت افکنمدل خود بر تو آمد و برد اختیار من
صفحهٔ ۱ از ۳