خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که هم دردی و هم درمان منوی که هم جانی و هم جانان من
۲
دردم از حد رفت درمانی فرستای دوای درد بی درمان من
۳
تا بکی سوزد دلم در آتشترحمی آخر بر دل من جان من
۴
آتش عشقت سراپایم گرفتسوخت خشک و ترزخان و مان من
صفحهٔ ۱ از ۲