خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر در تو من رو به خاک عجز ناله میکنم کای اله منجرم کردهام ظلم کردهام پرده بپوش بر گناه من
۲
سربر آستان روبراستان کای مقربان روزبازخواستیارئی کنید در شفاعتم نزد حضرت قبلهگاه من
۳
گریه میکنم شسته تا شود ز آب دیدهام نامه گنهآه میکشم تا کند سیه هرچه کردهام دود آه من
۴
صبح تا بشام میکنم گنه توبه گر بود سال یا بمهجرم بیحدم محو کی کند توبه کم گاه گاه من
صفحهٔ ۱ از ۴