خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سر هر سروری در پای توخوبی هر خوبی از بالای تو
۲
شد خراب چشم مستت ملک جانای جهانی مست از صهبای تو
۳
بر سر یکدیگر افتاده است دلخستهٔ مژگان بی پروای تو
۴
هر دو عالم را بیک جو کی خردعاشق شوریدهٔ شیدای تو
صفحهٔ ۱ از ۳