خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هستیم یکقطره از دریای تومستیم یک نشأه از صهبای تو
۲
گر قبولم میکنی درّ یتیمرانیم از خود کف دریای تو
۳
حسن تو نور دل بینای منعشق من زیب رخ زیبای تو
۴
چشم تو مفتون سر تا پای خودچشم من حیران سر تا پای تو
صفحهٔ ۱ از ۳