خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی توواندر همه جا هستم بیهوده چه پوئی تو
۲
بیهوده نمی پویم ای دوست قرارم نیستیکجا بچه سان باشم چون در همه سوئی تو
۳
هر جا که شدم دیدم نقشی ز جمال توچون نیک نظر کردم گفتم مگر اوئی تو
۴
گفتا همه اویم من ایرا همه رویم منآری تو نداری پشت آری همه روئی تو
صفحهٔ ۱ از ۲