شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کیتو و اندیشه ین کار خدا را هی هی
۲
معدن مهر و وفا ز آنکه ازو جور و جفاحاش‌لله کی آید ز تو اینها کی کی
۳
دردیم وعدهٔ وصلت ببهار اندازیباز چون فصل بهار آید گوئی دی دی
۴
زخم بر من زنی و دست من آلوده کنیتا چه گویند که زد زخم بگوئی وی وی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth