شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی روحانیان روح شدم خیز خیزتا که ببینند خلق دبدبه رستخیز
۲
دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم رانددر تن من خون نماند خون دل رز بریز
۳
با دل و جان یاغیم بی‌دل و جان می‌زیمباطن من صید شاه ظاهر من در گریز
۴
ای غم و اندیشه رو باده و بای غمستچونک بغرید شیر رو چو فرس خون بمیز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth