خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گره از زلف خویش وا کردیبر دلم بستی و رها کردی
۲
در میان بلاش سر دادیعقدهٔ محکمش بپا کردی
۳
راه بیرون شدن برو بستیدر اندوه و غصه وا کردی
۴
مرغ زار شکسته بالی راهدف تیر ابتلا کردی
صفحهٔ ۱ از ۳